فروغ:
چيزي نبوده ام
و عشق و ميل و نفرت و دردم را
در غربت شبانه قبرستان
موشي به نام مرگ جويده است
جرئت نکرده ام در آيينه بنگرم
و آنقدر مرده ام
که هيچ چيز مرگ مرا ثابت نمي کند
افسوس من مرده ام و شب هنوز هم
گوئي ادامه همان شب بيهوده ست
وآخرين وصيتش اين ست:
که در ازاي ششصد و هفتاد و هشت سکه
حضرت استاد "آبرهام صهبا"
مرثيه اي به قافيه کشک در رثاي حياتش رقم زند
"فروغ فرخزاد"

در دي ماه ۱۳۱۳ در تهران کودکي از دل ستاره هاي پر فروغ آسمان به زمين خاکي شما اهل جفا رانده شد...
دختري که صدايش ترنم موسيقي بود و شعرش آيت عشق...
فروغ تابيد و درخشش در جهان ادب عالم گير شد ...هيهات بر ساکنان خاک که گفتند:
"او يک زن ساده لوح عادي بود"
دخترک باز بار سفر بست ولي اين بار دل از زمين گرفت ودر ۲۴ بهمن ماهه ۱۳۴۵ راهي سرزمين جاويد ستارگان شد
"و آنگاه خورشيد سرد شد
و برکت از زمين ها رفت
و سبزه ها به صحراها خشکيدند
و ماهيان به درياها گريستند"
اين حادثه محنت بار بر جامعه شعر و ادب صدها بار تسلّي باد
نیازمند چیزی بودم که باورش کنم
نگاهت بر من افتاد و باور کردم
خواهان کسی بودم که باورش کنم
خود و رؤیاهایت را با من تقسیم کردی
و باورت کردم
اما
آن چیزی که به راستی نیازمندش بودم
باور کردن خود بود
مرا به دنیای درونت بردی
و با اکسیر عشق یاریم کردی
و به برکت توست
که زنده ام.. لمس می کنم و باور دارم
کسی.. چیزی یا خود را....
آری تنها به خاطر وجود توست
و بس........
"مادام جیلین کروز"
امروز ۲۵ بهمن و ۱۴ فوریه سالروز عشق را به همه ء عاشقای آسمونی که عشقشون ذره ای از صفای سرشت خداوندی ست...
و حتی عاشقای خاکی که با چشمکی دل می دهندو با اخمکی دل از دلبر می گیرند.. تبریک می گم....
این گلهای زیبا تقدیم به شما
و تقدیم به بهترینِ بهترین من
"که هنوز به جان می پرستمش"(م.ع)
